پسر عموم خیلی وقته فوتبال بازی میکنه . از قضا دقیقا روبروی خونه ما یه زمین تمرینه که این پسر عموی مورد تایید بابام یه روز در میون میومد جلو خونه ما با تیمش تمرین میکرد
حالا هر کی میومد خونه ما بابام فوری شروع میکرد از تعریف و تمجید از این پسر عموی گل بنده که نگا کن ای احسان(همون پسر عموم)این پسر من
اون فوتبالیست این ...(سانسور شده)
بعد منم تصمیم گرفتم برم تو یکی از باشگاهها.بعد مجبور بودم واسه تمرین هر جلسه یه جا باشم.یه روز استادیوم یه روز زمین جلو خونمون یه روز سالن و ...
حالا بابام صدام میکنه ولگرد!
موندم چجوری مثل پسر عموم قابل تایید پدرم بشم! اصن یه وضعیتیه