امان از این تریپ کار خیر که می ترسم یه روزی کار دستم بده . رسیدم توی کوچه مون، دیدم یه خانومی داره ماشینش رو بین دوتا ماشین دیگه پارک می کنه. جای پارک خیلی کم بود و بنده خدا حسابی کلافه شده بود. وایستادم و فرمون دادم بهش.« بیابیاااا، خب!حالا فرمون رو کامل برگردون!خوبه خوبه، خاموش کن.» بعدش هم بدون اینکه منتظر تشکر خانومه بشم راه افتادم برم که دیدم خانومه صدا کرد و گفت دستت درد نکنه.زحمت کشیدی! گفتم خواهش می کنم، کاری نکردم.گفت : دانشمند!من داشتم از پارک در می اومدم.