معلم شیمی سال دومم آقای ........ یه جنتلمن واقعی بود
تازه مجردم بود!
یه روز شمارشو نوشت پای تخته واسه اینکه اگه کسی سوال درسی داشت. ..
نزدیکای عید شیطونیم گل کردو با یه خط بی صاحب بهش اس دادم: یه حلقه ی طلایی اسمتو روش نوشتم، بیا میخوام دستت کنم ریدی تو سرنوشتم!!!
اونم سریع برام هفت سین شیمی رو فرستاد
گذشت و گذشت تا بعد عید
داشت درس میداد یهو برگشت گف : بچه ها هفت سین شیمی رو که فرستادم به دست کدوماتون رسید؟
منم دستمو بردم بالا
چشتون روز بد نبینه!
کثافت فقط برای من فرستاده بود و فقط منم دستمو بردم بالا
بعدش خندید گفت حال کردی گیرت انداختم!
واقعا که زرنگ بود….